تبليغاتX
๑۩ دوگوله=ترجمه بهترین مطالب ۩๑

یکشنبه پنجم خرداد 1387

Sexual Morality = اخلاقیات جنسی

Sexual Morality

 

The dean of women at an exclusive girl's college was lecturing her students on sexual morality.

"In moments of temptation," said the speaker to the class, "ask yourself just one question: Is an hour of pleasure worth a lifetime of shame?"

A sweet young in the back of the room rose to ask: "How do you make it last an hour?"

اخلاقیات جنسی

 

رئیس بانوان (رئیس دانشگاه) در یکی از دانشکده های ویژه ی دختران در حال سخنرانی در مورد اخلاقیات جنسی برای دانشجویان بود.

سخنران به کلاس گفت: " در لحظاتی که وسوسه ( اغوا) می شید فقط همین یه سوال رو از خودتون بپرسید: آیا یک ساعت لذت به یک عمر شرمساری می ارزه؟؟"

 

یه جوان شوخ از آخر کلاس بلند شد و پرسید: " شما چطوری اون رو یه ساعت طول دادین؟"

 

 

 

 

نوشته شده توسط بهار در 10:23 |  لینک ثابت   • 

شنبه چهارم خرداد 1387

Itchy = خارش دار

خوب این هم یه مطلب طنز دیگه در مورد معلم و شاگرد

Itchy

 

A teacher notices that a little boy at the back of the class is squirming around, scratching his crotch and not paying attention. She goes back to find out what's up. He's quite embarrassed and whispers that he has just recently been circumcised and he's quite itchy. The teacher tells him to go down to the principal's office, to phone his mom, and ask her what he should do about it. He does this and returns to the class, sits down in his seat and suddenly, there's a general commotion at the back of the room. Back down she goes, only to find him sitting at his desk with his penis hanging out.

"I thought I told you to call your mom" she says.

"I did" he says. "She told me that if I could stick it out till noon, she'd come and pick me up from school."

 

خارش دار

معلم به پسر کوچیکی که آخر کلاس داشت ول می خورد توجه کرد، اون خشتکش رو می خاروند و به درس توجه نمی کرد. اون (معلم) رفت عقب تا بفهمه جه خبره. اون (پسر) واقا خجالت کشید و یواش گفت که تازه ختنه کرده و واقا می خاره. معلم به اون گفت که بره پایین دفتر مدیر تا به مادرش زنگ بزنه، و از اون بپرسه که در این مورد باید چه کارکنه. اون (پسر) این کار رو انجام داد و به کلاس برگشت، و سر نیمکتش نشست و ناگهان، سروصدای همه از آخر کلاس شروع شد. معلم رفت عقب و اون رو(پسر) دید که نشته رو نیمکت و کیرش بیرون آویزونه.

معلم: " من فکر کنم به تو گفتم که به مادرت تماس بگیری."

پسر: زنگ زدم، اون گفت که اگر بتونم تا ظهر اون رو راست بیرون نگه دارم، می یاد مدرسه دنبالم "

 

 

نوشته شده توسط بهار در 10:25 |  لینک ثابت   • 

جمعه سوم خرداد 1387

Wife or Mistress = همسر یا معشوقه

Wife or Mistress

 

An architect, an artist and an engineer were discussing whether it was better to spend time with the wife or a mistress. The architect said he enjoyed time with his wife, building a solid foundation for an enduring relationship. The artist said he enjoyed time with his mistress, because of the passion and mystery he found there. The engineer said, "I like both."

"Both?" they asked.

Engineer: "Yeah. If you have a wife and a mistress, they will each assume you are spending time with the other woman, and you can go to the lab and get some work done."

 

همسر یا معشوقه

 

یه معمار، یه بازیگر و یه مهندس داشتن در مورد اینکه وقتشون رو بهتره  با همسرشون بگذرونن یا با یه معشوقه بحث می کردند.

معمار گفت لذت می بره که وقتش رو با همسرش بگذرونه، یه فونداسیون محکم برای یه رابطه با دوام درست کنه. بازیگر گفت که لذت می بره وقتش رو با معشوقه ی خودش بگذرونه، چون که شهوت و کار اون در هم ادغام شدن. مهندس گفت :" من هر دوشون رو دوس دارم"

اونا پرسیدن:" هر دوشون؟"

مهندس: " بله. اگر من یه همسر و یه معشوقه داشته باشم، اونا هر کدوم فرض می کنن که من وقتم رو با زن دیگه می گذرونم، و من می تونم به آزمایشگاه برم و قدری بیشتر کار کنم."

نوشته شده توسط بهار در 19:27 |  لینک ثابت   • 

جمعه سوم خرداد 1387

College Rules = قوانین دانشگاه

College Rules

 

On the first day of college, the dean addressed the students, pointing out some of the rules:

"The female dormitory will be out-of-bounds for all male students, and the male dormitory to the female students. Anybody caught breaking this rule will be fined $20 the first time. Anybody caught breaking this rule the second time will be fined $60. Being caught a third time will cost you $180. Are there any questions?"

One student raised his hand and asked, "How much for a season pass?"

قوانین دانشگاه

در روز اول دانشگاه رئیس دانشکده برای دانش آموزان سخنرانی کرد و بعضی از قوانین رو بیان کرد:

"ورود به خوابگاه دختران برای تمام پسران ممنوع می باشد، وهمچنین خوابگاه پسران برای دانشجو های دختر. هر کسی در حال شکستن  این قانون گیر بیفته برای بار اول 20 دلار جریمه می شه. هر کسی برای بار دوم در حال شکستن ابن  قانون گیر بیفته 60 دلار جریمه می شه. گیر افتادن برای بار سوم 180 دلار برایه شما آب می خوره. کسی سوالی داره؟"

 

یکی از دانشجوبان دستش رو بالا گرفت و پرسید:

" قیمت مجوز موندن برا یه مدتی چقدره؟؟!!"

نوشته شده توسط بهار در 9:30 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه دوم خرداد 1387

The Gift= هدیه

خوب این هم یه مطلب طنز با حال دیگه امیدوارم نظر یادتون نره


The Gift

 

On the first day of school, the children brought gifts for their teacher. The florist's son brought the teacher a bouquet of flowers. The candy-store owner's daughter gave the teacher a pretty box of candy. Then the liquor-store owner's son brought up a big, heavy box. The teacher lifted it up and noticed that it was leaking a little bit. She touched a drop of the liquid with her finger and tasted it.

"Is it wine?" she guessed.

"No," the boy replied. She tasted another drop and asked, " Champagne ?

"No," said the little boy... "It's a puppy!"

هدیه

 

روز اول مدرسه، بچه ها برای معلموشون هدایای آورده بودن. پسر گل فروش برای معلم یه دسته گل آورده بود. دختر شیرینی فروش یه بسته قشنگ شیرینی برا معلم آورده بود. پسر مشروب فروش یه جعبه بزرگ، خیلی بزرگ آورده بود. معلم اون رو برداشت و دید که یه چیزی داره از اون چکه می کنه. اون یه قطره از مشروب رو با انگشتاش برداشت و مزه کرد.

"اون باید شراب باشه؟" اون حدس زد.

 پسر جواب داد : "نه". اون به قطره دیگه رو مزه کرد و گفت " شامپاینه؟"

پسر کوچیک گفت: نه! اون یه توله سگه!
نوشته شده توسط بهار در 11:15 |  لینک ثابت   •